نمای کلی
این متن را میشود به انگلیسی نوشت، اما موضوعش از جایی میآید که انگلیسی همیشه به آن دسترسی ندارد. بسیاری از مراجعان ایرانی-کانادایی میتوانند زندگی خود را به انگلیسی توضیح دهند، اما وقتی نوبت به درد، شرم، خشم، عشق، سوگ یا دلتنگی میرسد، زبان دیگری درونشان فعال میشود.
رواندرمانی به زبان خودت یعنی بتوانی دربارهی تجربهات حرف بزنی، بیآنکه همزمان مجبور باشی آن را ترجمه، سادهسازی یا برای دیگری قابل فهم کنی. گاهی همین حذف شدن «زحمت ترجمه» باعث میشود احساسات سریعتر، دقیقتر و واقعیتر به اتاق درمان برسند.
چرا زبان در درمان مهم است؟
زبان فقط مجموعهای از واژهها نیست. زبان، حافظهی بدن، لحن خانواده، صدای کودکی، شکل دعوا، شکل محبت و حتی شکل سکوت را با خود حمل میکند. ممکن است یک فرد بتواند در انگلیسی بسیار روان حرف بزند، اما درد اصلی هنوز در فارسی سازمان یافته باشد.
به همین دلیل بعضی مراجعان میگویند درمان انگلیسی به آنها کمک کرده بهتر فکر کنند، اما هنوز حس میکنند چیزی در عمق وجودشان لمس نشده است. آنها در حال کار بودهاند، اما از فاصلهای امن و کمی دور. وقتی همان موضوع به فارسی گفته میشود، فاصله کم میشود.
هزینهی پنهان ترجمه
برای فرد دوزبانه، ترجمه فقط پیدا کردن واژهی معادل نیست. ترجمه یعنی چند لحظه مکث، کنترل کردن لحن، انتخاب نسخهای قابل قبولتر از احساس، و گاهی جدا شدن از خود احساس. این مکث کوچک در هر جمله شاید ناچیز به نظر برسد، اما در درمان میتواند مسیر دسترسی به هیجان را تغییر دهد.
در فارسی ممکن است خشم، شرم، دلتنگی یا رنج خانوادگی با وزن دیگری ظاهر شود. واژههایی مثل «دلم تنگ شده»، «روم نمیشه»، «آبروم میره»، «دلم شکست» یا «نمیخوام دلش بشکنه» فقط جمله نیستند؛ هر کدام یک جهان رابطهای پشت خود دارند.
زبان مشترک، فرهنگ مشترک نیست؛ اما راه را کوتاه میکند
درمانگر فارسیزبان الزاماً همهی تجربهی شما را نمیداند، اما بسیاری از زمینهها نیاز به توضیح طولانی پیدا نمیکنند. مفاهیمی مثل تعارف، آبرو، وظیفهی خانوادگی، فشار موفق بودن، مهاجرت، فاصله از والدین، و دوگانگی میان استقلال فردی و وفاداری خانوادگی میتوانند سریعتر وارد گفتوگوی درمانی شوند.
این به معنای کلیشهسازی نیست. تجربهی ایرانی بودن برای همه یکسان نیست. اما وقتی درمانگر با بافت فرهنگی آشناست، میتواند از شما نخواهد ابتدا یک فرهنگ کامل را آموزش بدهید تا بعد تازه به درد اصلی برسید.
تعارف، آبرو و نیازهای ناگفته
در بسیاری از خانوادههای ایرانی، نیاز مستقیم گفتن ساده نیست. افراد ممکن است سالها یاد گرفته باشند چیزی بخواهند اما وانمود کنند نمیخواهند، ناراحت باشند اما بگویند «چیزی نیست»، یا از مرزهای خود دفاع کنند اما بعد احساس گناه کنند. درمان به فارسی میتواند این لایههای ظریف را با دقت بیشتری بررسی کند.