پیوند پسر-مادر ایرانی، پاتولوژی نیست
همسر زاده-کاناداییی شوهری کانادایی-ایرانی در دفتر من نشست و، با سرخوردگی فزاینده، رابطهی بین شوهرش و مادرش را توصیف کرد. هر

همسر زاده-کاناداییی شوهری کانادایی-ایرانی در دفتر من نشست و، با سرخوردگی فزاینده، رابطهی بین شوهرش و مادرش را توصیف کرد. هر روز با او زنگ میزند. یک ساعت حرف میزنند. هفتهای چهار بار میرود او را ببیند. وقتی حالش خوب نیست، میرود میماند تا خوابش ببرد.
وقتی تصمیم میگیریم، میخواهد نظر مادرش را بداند. وقتی سفر میرویم، باید هر روز زنگ بزنیم.. مقالهها را خواندهام — این، درهمتنیدگی است. ناسالم است. میخواهم مرز بگذارد. نمیگذارد نسخههای این داستان را دهها بار شنیدهام — گاهی از شرکای غیرایرانی سرخورده از آنچه بهعنوان اختالل میخوانند، گاهی از پسران -ایرانی کانادایی که حس میکنند بین جهانهای فرهنگی کشیده میشوند، گاهی از مادران ایرانی که خود شگفتزدهاند چرا آنچه زمانی نزدیکی معمول بود، ال.
ح توسط عروسهایشان بهعنوان پاتولوژی توصیف میشود این مقاله دربارهی این است که در روابط پسر-مادر ایرانی واقعاً چه اتفاقی میافتد، چارچوبهای غربی مانند درهم«»تنیدگی چه چیزی را از قلم می.اندازند، و تنشهای واقعی ارزش کار، کجا زندگی میکنند
پایهی فرهنگی
خانوادههای ایرانی، مانند بسیاری از سیستمهای خانوادگی در سراسر خاورمیانه، آسیای جنوبی، و فرهنگهای مدیترانهای، حول یک ساختار رابطهای متفاوت از مدل فردیتسازی آنگلوفون-غربی سامان مییابند. در مدل آنگلوفون-غربی — مدلی که بیشتر آموزشهای رواندرمانی روی آن ساخته شده — انتظار میرود فرزندان بزرگسال در اواخر نوجوانی از خانوادهی پدری فردیت بیابند و در سراسر بزرگسالی روانشناختی و عملی.
مستقل باشند، با تماسهای دورهای خانواده بهعنوان اختیاری این:، نحوهی کار بیشتر خانوادههای ایرانی نیست.
ساختار مورد انتظار شامل تماس روزانه یا ًتقریب روزانه با والدین در سراسر زندگی ورودی قابل توجه والدین در تصمیمات بزرگ فرزندان بزرگسال ازدواج(، شغل، کجا زندگی کنیم، چگونه فرزند بزرگ )کنیم وابستگی متقابل عملی — فرزندان بزرگسال اغلب نزدیک والدین زندگی میکنند، در مراقبت از آنها حمایت میکنند، و انتظار دارند در گذارهای زندگی حمایت شوند نزدیکی هیجانی که چارچوب غربی شاید آن را ادغام بنامد اما چارچوب ایرانی، عشق مینامد شدت خاص در رابطهی پسر-مادر، اغلب مهمترین رابطهی هیجانی در زندگی پسر تا — و گاهی پس از — ازدواج این، پاتولوژی نیست.
این، یک معماری رابطهای متفاوت است. نامیدن آن درهم«»تنیدگی، چارچوبی توسعهیافته برای یک زمینهی فرهنگی را به پدیده.ای شکلگرفته توسط دیگری اعمال میکند، و تشخیص شکست میخورد
چرا درهم«»تنیدگی جا نمیافتد
مفهوم بالینی درهمتنیدگی، که توسط Salvador Minuchin در دههی ۰۷۹۱ توسعه یافت، الگویی را در درون یک سیستم خانواده توصیف میکند که در آن مرزهای بین اعضا چنان مبهماند که افراد نمیتوانند بهطور خودمختار عمل کنند. یک شرایط پاتولوژیک با عواقب قابل اندازهگیری است.
— اضطراب ال ب، دشواری با روابط بزرگسالی، گیجی هویت، بینظمی هیجانی دلیل اینکه نزدیکی« پسر-مادر »ایرانی اغلب بهاشتباه بهعنوان درهمتنیدگی خوانده میشود این است که رفتارهای بیرونی میتوانند مشابه به نظر. برسند. تماس روزانه. شدت هیجانی. ورودی مادر در تصمیمات بزرگسالی.
وابستگی متقابل قابل دیدن اما: نتایج جور درنمیآیند. پسران در روابط سالم پسر-مادر ایرانی ًمعمو توانمند به شراکتهای صمیمی بزرگسالی پایدارند در زندگی حرفهای مستقل موفقاند دارای حس روشنی از هویتاند خوب از نظر هیجانی تنظیمشدهاند توانمند به تصمیمگیریاند، شامل تصمیماتی که مادرانشان با آنها موافق نیستند این.ها نتایج درهمتنیدگی بالینی نیستند. نتایج یک الگوی دلبستگی سالم متفاوتاند با. این حال
تنشهای واقعی کجا زندگی میکنند
در حالی که نزدیکی پسر-مادر ایرانی بهخودیخود پاتولوژیک نیست، تنشهای واقعی میتوانند کاملاً به وجود آیند — بهویژه در دیاسپورا، بهویژه در. ازدواجهای میانفرهنگی، بهویژه وقتی سیستم فرهنگی به زمینهای انطباق داده میشود که برایش ساخته نشده بود وقتی همسر از فرهنگی با انتظارات متفاوت است.
در ازدواج بین یک پسر کانادایی-ایرانی و یک همسر زاده-کانادایی یا از فرهنگ دیگر، انتظارات رابطهای میتوانند بهطور واقعی برخورد کنند. همسر انتظار دارد دوگانهی زناشویی واحد هیجانی اولیه باشد؛ ساختار هیجانی شوهر شامل مادرش بهعنوان هم-نزدیکردهی آن واحد است.
هر دو از قالبهای سالم درون فرهنگهای خود عمل میکنند. برخورد واقعی است و نیاز به کار. صریح دارد، نه پاتولوژیک کردن یک طرف وقتی مادر و همسر رقابت میکنند نه متحدند. در خانوادههای سالم ایرانی، روابط پسر-مادر و پسر-همسر ًمعمو مکملاند؛ هیچکدام جایگزین دیگری نمیشود.
وقتی رقابت توسعه مییابد — بر سر زمان پسر، توجه، تصمیمات، وفاداری — سیستم گیر میکند. پسر اغلب این را بهعنوان غیرممکن. تجربه میکند وقتی نیازهای مادر از عشق به وابستگی عبور کرده. مادری در سوگ. مادری بیوه. مادری با سلامت ضعیف. مادری که زندگی خودش حول پسرش به شیوههایی سامان یافته که حتی از هنجارهای فرهنگی ایرانی فراتر میرود.
این موقعیتها نیاز به مراقبت برای مادر دارند که شاید بهترین. آن، توسط پسر بهتنهایی فراهم نشود وقتی پسر نمیتواند با مادر مخالفت کند. همهی پسران ایرانی نمیتوانند. آموزش فرهنگی برای احترام به مادر میتواند به ناتوانی در تعیین حتی محدودیتهای منطقی، گرفتن تصمیماتی که او مخالف است، ناامید کردن او سایه بزند.
این، یک مسئلهی بالینی ارزش کار است — به پسر، توانایی واقعی. بزرگسالی هزینه میدهد وقتی زندگی هیجانی پسر بیشتر در دسترس مادر است تا همسر. نزدیکی با مادر خوب است. مادر دانستن زندگی درونی پسر بهتر از همسرش، در. طول زمان، برای ازدواج پایدار نیست وقتی مهاجرت پویایی را تغییر داده.
پیوند پسر-مادر ایرانی برای زمینهای ساخته شد که در آن خانوادهی گسترده، همسایگان، زندگی روزمره، و فرهنگ مشترک، بار هیجانی را بین افراد زیادی توزیع میکرد. در مهاجرت، پسر گاهی به همه چیز برای مادر تبدیل میشود — پسر، دوست، لنگرگاه. فرهنگی، شریک زبانی، تنها فردی در کانادا که او را کاملاً میفهمد — و این، پایدار نیست
رواندرمانی خوب با این ماده چه شکلی است
کاری که در Baraka با. این ماده انجام میدهیم، به دقت هدف میگیرد، نه به پاتولوژیک کردن به رابطه احترام بگذارید. کار را با درمان نزدیکی پسر-مادر بهعنوان مشکل شروع نمیکنم. ًتقریب همیشه، مشکل نیست. درمان آن بهعنوان مشکل.، مراجع را بیگانه میکند و مادهی واقعی را از قلم میاندازد الگوی فرهنگی را از نگرانی بالینی متمایز کنید.
تماس روزانهی تلفنی؟ الگوی فرهنگی. ناتوانی در مخالفت با مادر در هر موضوع معنادار؟ نگرانی. بالینی ارزش کار. کار، مرتب کردن اینها با مراجع است هم با ازدواج و هم با رابطهی پسر-مادر کار کنید. اغلب تنش زناشویی واقعی است و کاملاً به شوهر-مادر منتسب میشود.
کار واقعی شامل: کمک به دوگانهی زناشویی برای تثبیت خود بهعنوان اولیه به شیوههایی که مادر را حذف نمیکنند اما ازدواج را اولویت میدهند؛ کمک به همسر برای فهم آنچه از نظر فرهنگی اتفاق میافتد به جای خواندن اختالل در آن؛ کمک به شوهر برای شناختن جایی که توانایی واقعی او برای تعیین محدودیت هنوز.
توسعه نیافته؛ گاهی شامل کردن مادر در جلسات خانوادگی که مناسب است هر دو زبان سیستم را صحبت کنید. این کار وقتی رواندرمانگر هر تعامل را از طریق چارچوب درهمتنیدگی غربی میخواند، بهمراتب سختتر است. وقتی رواندرمانگر پایهی فرهنگی را میفهمد، میتواند آن را از نگرانی واقعی متمایز کند، و میتواند از توسعه بدون نیاز به ترک الگوی فرهنگی.
حمایت کند، بهمراتب آسانتر است برای همسران غیرایرانی: بخشی از کار، آموزش و ترجمهی فرهنگی است — فهم اینکه نزدیکی به مادر، نقص شخصیتی در شوهرتان یا شواهدی از. دوست داشتن کمتر شما نیست. وقتی چارچوب فرهنگی فهمیده میشود، مسائل واقعی — اگر هستند — بهمراتب قابل کارتر میشوند برای پسران کانادایی-ایرانی: بخشی از کار، توسعهی توانایی پسر خوب و شوهر خوب بودن است، که در آن پسر خوب بهمعنای با" مادر در همه چیز.
موافق "است نیست و شوهر خوب بهمعنای مادر" را تبعید می"کند نیست برای زنان کانادایی-ایرانی متأهل با شوهران کانادایی-ایرانی: کار اغلب دربارهی مذاکرهی مجدد سیستم فرهنگی در درون ازدواج دیاسپورا است — چه چیزی الن به خانواده خدمت میکند، چه چیزی در ایران کار میکرد اما اینجا کاملاً جا نمیافتد، هر یک از شما واقعاً چه چیزی از سیستم نیاز. دارید
چه زمانی بیایید
اگر در ازدواجی هستید که در آن رابطه با مادر یا( هر خانوادهی )گسترده به منبع اصطکاک تبدیل شده، ًلطف رواندرمانی زوج در Baraka را با متخصص. بالینیای در نظر بگیرید که هر دو سیستم فرهنگی را از درون میفهمد اگر پسر کانادایی-ایرانی هستید و شناختهاید که چیزی دربارهی این پویایی برای شما واقعاً سخت است — نه به این دلیل که رابطه اشتباه است بلکه چون.
تالش میکنید به تواناییهای بزرگسالیای رشد کنید که سیستم کاملاً به شما نیاموخته بود — رواندرمانی فردی کار معناداری است
← رزرو مشاورهی رایگان ۱۵ دقیقهای
