سیستمهای خانوادهی درونی (IFS) کار با اجزا — چگونه واقعاً کار میکند
اگر تا کنون چیزی شبیه این گفتهاید — بخشی از من میخواهد رابطه را ترک کند و بخشی نمیتواند تصورش کند، یا مدام این

اگر تا کنون چیزی شبیه این گفتهاید — بخشی از من میخواهد رابطه را ترک کند و بخشی نمیتواند تصورش کند، یا مدام این کاری را که نمیخواهم انجام میدهم و دلیلش را نمیفهمم، یا صدای انتقادی در ذهنم هست که متوقف نمیشود و نمیتوانم آن را با استدالل خاموش کنم — پس ًقب با پدیدهی پایهای که رواندرمانی سیستمهای خانوادهی درونی حول آن ساخته شده، روبه.رو شدهاید.
کار، یاد گرفتن این است که با آن تجربه بهگونهای متفاوت رابطه داشته باشید سیستمهای خانوادهی درونی (Internal Family Systems یا IFS) یکی از تأثیرگذارترین رویکردهای درمانی آگاه-شواهد است که در چهل سال گذشته توسعه یافته. ایجادشده توسط Dr. Richard Schwartz در، دههی ۰۸۹۱ IFS بر نظریهی سیستمهای خانوادگی تکیه میکند و زندگی» درونی را مرکب از چندین شخصیت-خرده — اجزا« (parts) میداند، که هر یک دیدگاه، تاریخچه، و نقش خود را دارد.
کار شامل — یاد گرفتن تشخیص اجزا، ساختن رابطه با آنها، و اجازه دادن به خود (Self) عمیقتر برای رهبری سیستم به جای اینکه توسط هر جزئی که در یک. لحظه بلندتر است، اداره شود این. مقاله یک آغازگاه بالینی برای خوانندگان آشنا با رواندرمانی و متخصصان بالینیای است که این کار را در نظر میگیرند
مدل هستهای
مدل IFS سه: چیز را پیشنهاد میکند ذهن بهطور طبیعی چندگانه است. چندگانگی درونی پاتولوژیک نیست. معماری معمول روان انسان است. همهی ما اجزایی داریم — جزئی که ۱. میخواهد استراحت کند و جزئی که ما را به کار میراند، جزئی که شریکمان را دوست دارد و جزئی که از او کینه دارد، جزئی که شایسته است و جزئی.
که ششساله احساس میکند. مدل با این بهعنوان ویژگی برخورد میکند، نه ایراد اجزا میتوانند افراطی شوند، اما بهطور بنیادی، مشکل نیستند. وقتی اجزا افراطی میشوند — اضطراب مزمن، افسردگی فلجکننده، رفتار ۲. اعتیادآور، منتقد درون بیامان — کار محافظتی انجام میدهند، اغلب کاری که در نقطهای قبلی منطقی بود و بهروز نشده است.
رفتار افراطی، نشانه.ی بار محافظتی جزء است، نه شواهدی بر اینکه جزء بد است در زیر اجزا، یک خود اساسی هست که جزء نیست. خود ۳. (Self) صندلی آگاهی، شفقت، کنجکاوی، و وضوح است. نمیتواند زخم IFS، در تا حدی، کمک به خود است که ظاهر شود و رهبری کند — و کمک به اجزا برای اعتماد به اینکه خود IFS، بخورد. افراطی نمیشود. کار می.تواند بار محافظتیای را که حمل میکردهاند، به دست بگیرد
سه دستهی اجزا
IFS سه: دستهی گسترده از اجزا را تشخیص میدهد تبعیدیها (Exiles). اجزای جوان زخمخوردهی خود که درد تجربیات گذشته را حمل میکنند — غفلت دوران کودکی، تروما، رها شدن، شرم، به-نهبودن-کافی-اندازه. تبعیدیها ًمعمو از آگاهی هشیار دور نگه داشته میشوند چون درد آنها غرقکننده است.
آنها اغلب زخمهای اصلیای را نگه. میدارند که سیستم حول محافظت از آن سامان یافته مدیران (Managers). اجزای محافظی که النه فع کار میکنند تا درد تبعیدیها از سطح بیرون نزند. کمالگرا، کنترلگر، خوشایندساز مردم، منتقد درون، بهدستآورنده، عمل-فراکننده، نگران.
مدیران از طریق هوشیاری پیشگیرانه زندگی ما را اداره میکنند — اگر ما را کامل نگه دارم، آسیب نخواهیم دید؛ اگر خودم را پیش از اینکه آنها انتقاد کنند، انتقاد کنم، کنترل را حفظ میکنم؛ اگر هر مشکلی. را پیشبینی کنم، غافلگیر نمیشویم. مدیران ًمعمو خستهاند آتشنشانها (Firefighters).
اجزای محافظ واکنشی که زمانی فعال میشوند که درد تبعیدی، علیرغم تالشهای مدیران، عبور کرده. خشم، پرخوری، آسیب به خود، رابطهی جنسی اجباری، (dissociation)، آتشنشانها مداخلهی اضطراری سیستماند — مصرف مواد، گسستگی اسکرول کردن، قمار. آتشنشانها به هزینهی بلندمدت اهمیت نمیدهند؛ به این اهمیت میدهند که درد همین ال ح متوقف شود.
آنها اغلب در آنها بهعنوان محافظهای ناامیدی دیده میشوند که با ابزارهایی که دارند، بهترین کار را IFS، چارچوبهای متعارف، شیطانی شناخته میشوند. در می.کنند
کار واقعاً چه شامل میشود
کار IFS در: جلسه ًمعمو قوس قابل تشخیصی را دنبال میکند شناسایی جزء. رواندرمانگر به مراجع کمک میکند جزئی را که در حال حاضر فعال است متوجه شود و نامگذاری کند. جزئی از تو هست ۱. که الن ترسیده. کجا حسش میکنی؟ چه شکلی است؟ چند ساله است؟ عدم ادغام با جزء.
این، حرکت بنیادی در ۲. IFS است. وقتی جزئی با خود »ادغام« شده، مراجع دیدگاه جزء را بهعنوان دیدگاه خود تجربه میکند — من وحشتزدهام؛ من خشمگینم؛ من بیارزشم. عدم ادغام، فضا ایجاد میکند — بخشی از من وحشتزده احساس می.کند، و من بخش وحشتزده را با کنجکاوی متوجه میشوم.
خود عدم ادغام، اغلب تسکین فوری تولید میکند آشنا شدن با جزء. رواندرمانگر به مراجع کمک میکند دربارهی جزء کنجکاو باشد — چه احساسی دارد، چه مدت است این کار را میکند، ۳. اگر متوقف میشد چه اتفاقی میافتاد که از آن میترسید. با جزء بهعنوان یک شخصیت-خرده با دیدگاه خود برخورد میشود، نه بهعنوان نشانهای برای.
حذف یاد گرفتن بار جزء. بیشتر اجزا یک بار حمل میکنند — یک باور، یک خاطره، یک بار هیجانی — که در یک نقطهی قبلی به دوش گرفتند و ۴. از آن زمان نگه داشتهاند. باید کامل باشم وگرنه دوست داشته نخواهم شد. خشم خطرناک است و باید پنهان شود. نمی.توانم به کسی اعتماد کنم.
این بارها اغلب به تجربیات خاص قبلی متصلاند ساختن رابطه بین خود و جزء. در طول زمان، خود ًمستقیم جزء را میشناسد، آنچه را که انجام میداده قدر مینهد، و نوع اعتمادی میسازد ۵. که. اجازه میدهد جزء شروع به آرام شدن کند باربرداری. وقتی جزء آماده است — و زمانبندی متعلق به جزء است، نه به رواندرمانگر — خود میتواند به جزء کمک کند باری را که حمل ۶.
میکرده، آزاد کند. این، لحظهی تغییر ساختاری است. اجزای باربرداریشده دیگر نیاز ندارند همان کار محافظتی را انجام دهند، و سیستم بازسامان می.دهد کار با تبعیدیها، وقتی قابل دسترساند. پس از اینکه مدیران بهاندازهی کافی به خود اعتماد کردهاند که عقب بایستند، میتوان به اجزای تبعیدی ۷. نزدیک شد. کار تبعیدی حساس است — سرعت بسیار اهمیت دارد — و عمیقترین کار شفابخش IFS است.
چرا IFS برای شرایط خاصی بهویژه خوب کار میکند
IFS شواهد: قابل توجهی برای کاربردهای خاص جمع کرده تروما.، شامل ترومای پیچیده IFS بهخوبی با معماری محافظی که تروما میسازد کار میکند — گسستگیگرها، کنترلکنندهها، اجزای -فرا گوشبهزنگ، اجزایی که مادهی فلشبک را نگه میدارند. سرعتگذاری و رویکرد اجزا-با-رابطه اجازه میدهد کار تروما بدون ًمجدد تروماتیزه شدن.
اتفاق بیفتد منتقد. درون و مسائل عزتنفس IFS منتقد درون را بهعنوان جزء محافظ بازچارچوب میدهد، نه دشمن. این تغییر بهتنهایی کار را تغییر میدهد. به جای تالش برای ساکت کردن منتقد، رواندرمانگر به مراجع کمک میکند با آنچه منتقد در حال محافظت از آن است و آنچه از آن میترسیده، روبهرو شود.
ببینید(: منتقد درون دشمن شما نیست ← برای کاوش ).کامل اختالالت. خوردن، اعتیاد، و رفتار اجباری IFS بهویژه با اجزای آتشنشان که این الگوها را میرانند خوب کار میکند، با آنها بهعنوان محافظان ناامید. برخورد میکند نه نقصهای شخصیتی کار زوج و خانواده. رواندرمانی زوج آگاه از IFS به هر شریک کمک میکند تشخیص دهد که تعارض آنها اغلب آن-اجزایها در تعارض با دیگری-اجزای.
است، نه آن-کلها در تعارض با دیگری-کل شرایط. گسستگی IFS چارچوبی فراهم میکند که تجربهی گسستگی را بهعنوان چندگانگی درونی نگه میدارد به جای پاتولوژی، در حالی که در مواردی. که هویت گسستگی در میان است، از نظر بالینی محتاط میماند
IFS چه نیست
چند: روشنسازی ارزشمند IFS معماری روانی معمول است. اختالل هویت گسستگی IFS، با اختالل« شخصیت »چندگانه یکی نیست. چندگانگی درونی در (Dissociative Identity Disorder) شرایط بالینی خاصی است؛ IFS می.تواند بهصورت کمکی استفاده شود اما شرایط یکی نیستند IFS مخالف رویکردهای دیگر نیست.
بسیاری از متخصصان IFS رواندرمانی مبتنی بر دلبستگی، و EMDR، را، با کار سوماتیک رویکردهای. دیگر یکپارچه میکنند IFS مخالف. دارو نیست IFS می.تواند در کنار دارو استفاده شود و جایگزین مراقبت روانپزشکی نیست وقتی به آن نیاز است IFS راهحل سریع نیست. کار واقعی با اجزا، بهویژه با تاریخچهی ترومای قابل توجه، زمان میبرد. بیشتر مراجعان در طول ماهها یا سالها کار. میکنند
IFS در Baraka
ما IFS را در رواندرمانی فردی، کار زوج، و کار تروما یکپارچه میکنیم. یکی از چندین رویکردی است که متخصصان بالینی ما از آن استفاده رویکردهای سوماتیک، و دیگران، در نسبتهایی که با آنچه هر مراجع واقعاً نیاز دارد، EFT، می، کنند، در ترکیب با کار عمقمحور و یونگی مطابقت. دارد
← رزرو مشاورهی رایگان ۱۵ دقیقهای
