آنچه پدر و مادرت حمل کردند — تروما بیننسلی در خانوادههای ایرانی
چند سال پیش مراجعی پیش من آمد که از بیرون، اضطراب ُپرکارکرد معمولی به نظر میرسید. سی و دو ساله، نسل دوم کانادایی-ایرانی، در

چند سال پیش مراجعی پیش من آمد که از بیرون، اضطراب ُپرکارکرد معمولی به نظر میرسید. سی و دو ساله، نسل دوم کانادایی-ایرانی، در ونکوور به دنیا آمده. شغل موفق، ازدواج سالم، بدون تاریخچهی ترومای آشکار. دو سال CBT کرده بود و معنادار بهتر نشده بود. نزد من آمد چون کسی.
به او گفته بود کار من متفاوت است در جلسهی چهارم ما، در حالی که دربارهی چیزی نامرتبط صحبت میکرد، بدنش ایستاد. به من گفت یک حافظهی حسی ناگهانی و زنده از آپارتمانی در تهران دارد که هرگز در آن زندگی نکرده. بوی آن. حس کاشی زیر پاهای برهنه. نوری که از پنجرهی خاصی میآمد.
مادربزرگش جایی. درست بیرون از دید نشسته. هرگز در آن آپارتمان نبوده. مادرش یکبار، بیست سال پیش، آن را توصیف کرده بود. اما بدنش آن را داشت این، تروما بیننسلی است. واقعی است، بهطور فزایندهای از نظر علمی فهمیده میشود، و یکی از کمشناختهترین واقعیتهای بالینی در کار ما با فرزندان. و نوههای بازماندگان تروما است
منظور از تروما بیننسلی چیست
تروما بیننسلی — که گاهی تروما نسلی، فرانسلی، یا تروما بهارثرسیده هم نامیده میشود — به انتقال اثرات تروما از یک نسل به نسل بعدی اشاره دارد.، حتی وقتی نسل دوم یا سوم رویدادهای اصلی را ًمستقیم تجربه نکردهاند انتقال: از طریق چندین مکانیسم اتفاق میافتد الگوهای دلبستگی.
فرزندان والدین تروماتیزهشده توسط بزرگسالان بزرگ میشوند که سیستم عصبیشان توسط تروما شکل گرفته. والد تروماتیزه، هر چهقدر هم با محبت، ممکن است گوش-فرابهزنگ، اجتنابی هیجانی، مستعد غرق شدن، یا کرخت باشد. سیستم عصبی فرزند، در رشد اولیه.، توسط الت ح تنظیمشده و تنظیمنشدهی والد شکل میگیرد.
این، شکست والدینی نیست؛ زیستشناسی است محیط خانواده و قواعد ناگفته. خانههایی که توسط تروما شکل گرفتهاند، ویژگیهای خاصی دارند — دربارهی چه چیزی میتوان حرف زد، دربارهی چه چیزی نمیتوان، سکوتها کجا زندگی میکنند، چه چیزی واکنشهای محافظ را تحریک میکند.
فرزندان این قواعد را بدون اینکه به آن.ها آموخته شود، جذب میکنند. به هوایی تبدیل میشوند که خانواده در آن نفس میکشد الگوهای رفتاری و هیجانی خاص که از طریق الگوسازی منتقل میشوند — پاسخهای اضطرابی، گوش-فرابهزنگی، رابطه با خطر، رابطه با اقتدار.، رابطه با ایمنی روایت.
فرهنگی و تاریخی حملشده در داستانهای خانواده، سکوتها، و واکنشها به رویدادهای جاری بهطور فزاینده شناختهشده: انتقال اپیژنتیک. پژوهشهای دو دههی گذشته نشان دادهاند که تروما شدید میتواند تغییرات اپیژنتیکی تولید کند — تغییراتی در نحوهی بیان ژنها، بدون تغییر کد ژنتیکی — که میتوانند به فرزندان منتقل شوند.
مطالعات روی نوادگان بازماندگان هولوکاست، نوادگان زمستان قحطی هلند، و نوادگان بازماندگان تروما بهطور گستردهتر، تغییرات قابل اندازهگیری در سیستمهای پاسخ استرس را در افرادی نشان. دادهاند که هرگز ترومای اصلی را تجربه نکردند این.، استعاره نیست. زیستشناسی است
آنچه خانوادههای ایرانی اغلب حمل میکنند
برای خانوادههای ایرانی بهطور خاص، مادهی تاریخی که ممکن است سیستم خانواده را شکل داده باشد، قابل توجه است. دهههای اطراف انقالب ۳۱۵۷ و جنگ ایران و عراق ۳۱۵۹( تا )۳۱۶۷ ترومای گستردهای تولید کردند — برای کسانی که این سالها را زندگی کردند، برای خانوادههایی که جابهجا شدند، برای کسانی که عزیزانی را از دست دادند، برای کسانی که فرار کردند، برای کسانی که ماندند.
والدین و پدربزرگها و مادربزرگ.های بسیاری از مراجعان من این سالها را زندگی کردند. بسیاری دربارهاش حرف نمیزنند. بسیاری نمیتوانند ماده:ی خاصی که اغلب از طریق خانوادههای ایرانی منتقل میشود، شامل ترومای جنگ. بمباران، بسیج، اقوام مفقود یا شهید، تجربهی زندگی در کشوری در جنگ در سالهای شکلگیری.
بسیاری از پدران مراجعان من در. دوران جنگ ایران و عراق پسر بودند و هرگز بهطور کامل از آنچه دیدهاند، حرف نزدهاند ترومای جابهجایی. ترومای ترک — گاهی فوری، گاهی تدریجی — خانهها، حرفهها، شبکههای خانوادگی، هویتها. حتی برای خانوادههایی که در شرایط.
ًنسبت پایدار مهاجرت کردند، جابهجایی هزینه دارد ترومای سیاسی. برای خانوادههایی که ًمستقیم از رویدادهای سیاسی متأثر شدند — زندان، آزار، اعدام، نظارت — سکوت پیرامون آنچه اتفاق افتاد اغلب. یک نسل عمیق است، و فرزندان و نوهها وزن سکوت را جذب میکنند بدون اینکه بدانند چه چیزی را احاطه میکند ترومای فقدان.
اعضای خانواده که در جنگ، بیماری، تبعید، جدایی از دست رفتند. تشییعهایی که در آنها حضور نداشتیم. پسرعموهایی که هرگز نرسیدند. فقدان پیش از انقالب. برای خانوادههایی که آشوب فرهنگی و ساختاری را زندگی کردند، غم برای کشوری و شیوهی زندگیای که دیگر در همان شکل.
وجود ندارد میخواهم روشن باشم: من اینجا هیچ ادعای سیاسی دربارهی هیچیک از این رویدادها نمیکنم. پیامد روانشناختی آنها را یادداشت میکنم. همان اثرات. عصبی-سیستم که از هر ترومای جمعی بزرگ انتظار داریم، در سیستمهای خانوادهی ایرانی ظاهر میشوند
چگونه در نسل دوم و سوم ظاهر میشود
در: مراجعان نسل دوم کانادایی-ایرانی من — متولد یا بزرگشده در کانادا — مادهی بهارثرسیده اغلب به این شکل ظاهر میشود اضطرابی بدون منبع شخصی روشن. مراجع زندگی بهطور عینی ایمنی داشته، و با این حال یک اضطراب پایهای حمل میکند که دوستان غیرمهاجرش ندارند.
سیستم عصبی او روی تنظیماتی کار میکند که برای محیطی بهمراتب خطرناکتر از آنچه واقعاً در آن زندگی میکند، کالیبره شده. گوش-فرابهزنگی دربارهی ایمنی خانواده. یک پیشاشتغال خاص با سلامت والدین، با خواهر و برادرها، با اقوام در ایران. دانش ضمنی اینکه خانواده.
میتواند از دست برود دشواری. در احساس کامل ایمنی. حتی وقتی بهطور عینی ایمن، یک حس بدنی که چیزی در شرف وقوع است تعارض پیرامون هویت. احساس نه کاملاً ایرانی نه کاملاً کانادایی، با ارثی از کشوری که شاید هرگز در آن زندگی نکردهاند که شکلدهندهی اینکه چه.
کسی هستند، است محدودیت هیجانی در حوزههای خاص. موضوعاتی که والدین نمیتوانستند دربارهشان بحث کنند، بهعنوان موضوعاتی ظاهر میشوند که فرزند نمی.تواند کاملاً به آنها دسترسی داشته باشد — گاهی به دالیلی که فرزند نمیتواند بیان کند فشار داستان موفقیت. نه بهعنوان کلمات بلکه بهعنوان دانستن بدنی به ارث رسیده — بقای این خانواده به موفقیت قابل دیدن من بستگی.
دارد نشانههای سوماتیک — بدن آنچه را که سیستم خانواده نتوانست نامگذاری کند، نگه میدارد. سردرد، مشکالت گوارشی، تنش عضالنی مزمن، بی.نظمی خواب در غیاب علت فردی روشن یک نوع خاص از جدیت. بسیاری از کانادایی-ایرانیهای نسل دوم خود را بهعنوان بزرگ«تر »از الن همس غیرمهاجرشان توصیف میکنند — آگاه.تر از مرگومیر، آگاهتر از شکنندگی، با بار وزن خانواده
چه چیزی کمک میکند
کار تروما بیننسلی، ظریف است. ما تالش نمیکنیم داستانهای والدین را حفر کنیم یا مادهای را که برای ما نبود، استخراج کنیم. ما با آنچه ما، نسل دوم. یا سوم، در واقع حمل میکنیم، کار میکنیم کار: ًمعمو شامل شناختن میراث. نامگذاری آنچه از طریق سیستم خانواده آمد.
این، اغلب روشنگرترین گام است — وقتی مراجع تشخیص میدهد اضطرابی که آن را. بهعنوان یک نقص شخصی درمان میکرده، تا حدی به ارث رسیده، رابطه با آن تغییر میکند احترام گذاشتن به بقای والدین. هر چه منتقل شد، در کنار خود بقا منتقل شد. والدینی که تروما را حمل کردند، خانواده را هم حمل کردند.
کار با این ماده.، سرزنش آنها نیست. در بسیاری از موارد، کار دیدن نهایی آنها است تفکیک مادهی آنها از مادهی خودمان. اضطرابی که حمل میکنم و از سیستم عصبی مادرم آمد، واقعی و مال من برای کار است — اما به همان شکلی. که اضطرابی که از تجربیات خودم تولید کردهام، مال من نیست.
تفکیک، اجازه میدهد کار دقیقتر باشد کار مبتنی بر بدن. رویکردهای سوماتیک بهویژه اینجا مفیدند، چون بسیاری از آنچه منتقل شده، زیر حافظهی هشیار زندگی میکند. بدن آنچه را خانواده. نگفت، بهیاد میآورد کار با اجزای درون. سیستمهای خانوادهی درونی (IFS) اغلب اجزایی از خود را به سطح میآورد که آشکارا در حال حمل مادهی بهارثرسیده هستند.
— اجزایی که گوشبهزنگاند، اجزایی که محافظت میکنند، اجزایی که برای چیزهایی که هرگز مستقیم از دست ندادهاند، سوگواری میکنند کار. فرهنگی و اجدادی. برای برخی مراجعان، تمرینهای تأملی یا اجدادی — کشیده شده از سنت خودشان — به بخشی از ادغام تبدیل میشوند پرسش اینکه آیا با والدین صحبت کنم یا نه.
پرسشی رایج، بدون پاسخ جهانی. گاهی کار، گفتوگویی با والدین را ممکن میسازد که ًقب ممکن نبود.. گاهی کار اجازه میدهد نیاز به آن گفتوگو رها شود. هر دو نتیجهی معتبر هستند
یادداشتی دربارهی حساسیت فرهنگی در این کار
کار تروما بیننسلی با مراجعان کانادایی-ایرانی نباید خانواده را پاتولوژیک کند. خانوادههای ایرانی، در کنار هر ترومایی که حمل میکنند، بقا، تابآوری، فداکاری، و غنا حمل میکنند. کار با مادهی بهارثرسیده، تشخیص دادن والدین یا سرزنش یک فرهنگ نیست. تأیید آنچه واقعی است، نام.گذاری آنچه حمل شد، و یافتن راه خود برای شکل گرفتن توسط آن بدون هدایت شدن توسط آن است
چه زمانی بیایید
اگر خود را در هر یک از اینها شناختهاید — بهویژه اگر نسل دوم یا سوم هستید و فکر کردهاید چرا اضطراب، گوش-فرابهزنگی، یا یک وزن خاص. بدون علت شخصی روشن، در شما هست — رواندرمانی میتواند کمک کند مشاوره برای مراجعان کانادایی-ایرانی در Baraka عمقمحور، آگاه از سوماتیک، و روان از نظر فرهنگی است. به انگلیسی و فارسی، حضوری و. آنالین
← رزرو مشاورهی رایگان ۱۵ دقیقهای
